محمد بن حسين رازي

55

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

ابراهيم به اسماعيل : « قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ . . . » تا آنجا كه گفت : « فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحاقَ . . . » خداى عز و جل خبر مىدهد كه بعد از فداى اسماعيل ابراهيم را بشارت داديم به اسحاق . پس درست شد كه نقل يهود باطل است و التفات بدان نشايد كرد . و نيز جاى دگر گفت : « فبشرناه بإسحاق و من وراء اسحاق يعقوب » نشايد كه بشارت دهد به يعقوب بعد از اسحاق و به ذبح اسحاق فرمايد پيش از وجود يعقوب كه تكذيب قول خود كرده باشد در بشارت دادن ابراهيم به وجود يعقوب و پيش از وجود يعقوب فرمايد كه اسحاق را ذبح كن . پس درست شد كه ذبيح اسماعيل بود نه اسحاق عليهما السلام . بدان كه روايت كرده‌اند كه چون عبد المطلب رضى اللّه عنه را وفات نزديك رسيد جملهء فرزندان را حاضر كرد و گفت : اى فرزندان مىدانيد كه وفات من نزديك است و من با آباء و اجداد خود خواهم رسيدن . و رسول را ( ص ) بر سينهء خود نشانده بود و مىگريست . و رسول در آن وقت هشت‌ساله بود . گفت : كيست از شما كه كفالت محمد كند و او را بر خود گيرد ؟ هر يك از ايشان گفتند : من . عبد المطلب گفت : مىدانم كه شما اين بكنيد و خلاف آن روا نداريد ، اما عبد المناف يعنى ابو طالب به دو اولىتر از شما كه او و عبد اللّه از يك مادراند ، او را به كفالت محمد وصيت خواهم كرد . پس روى به ابو طالب كرد و گفت : شعر : اوصيك يا عبد مناف بعدى * بواحد بعد أبيه فرد